مدح و ولادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
ملائک در تو حیرانند ای پيغـمبر ثانی تو را باید بخوانند آسمانها با چه عنوانی دل اهل حرم را میبری وقت رجزخوانی اگر سربند یا زهرا ببندی روی پیشانی به یـمن مـقـدمت دنـیای ما آبـاد شد آباد خدا با خلقت تو احمدی دیگر به دنیا داد همان روز ازل با خندهات صدها دل و جان رفت مَلَک از جام عشقت مست شد، افتان و خیزان رفت از آهنگ اذانت کافر از کویت مسلمان رفت گدا آمد درِ این خانه روزی خورد و سلطان رفت من از گرمای عشقت در دلم آتشفشان دارم که هرچه دارم از پابوسی این آستان دارم تو هم مثل عمویت در رگت خون علی جاریست تو هم مثل عمویت ضربههایت مهلک و کاریست پس از عباس کارت در دل لشکر علمداریست که جنگ تن بهتن با نسل حیدر کار دشواریست تویی پیروز هر میدان تویی در جنگها غالب گره خوردهست نامت با علیبن ابیطالب یقین با رمز و راز آفرینش آشنا هستی که تو لبیکگـویِ قصۀ قـالو بلی هستی چه سرداری! عصای پیری خون خدا هستی حسن شیر جمل بود و تو شیر کربلا هستی عصای پیری خون خدا! ای هستی زینب فلک لرزید آنجایی که میافتادی از مرکب تو افتادی و عالم بر سر ارباب شد آوار لگدها خورد پهلوی تو و تاریخ شد تکرار تو هم مثل پدر شد آسمان پیش نگاهت تار دگر کار عبا هم نیست جمع پیکرت انگار شدی دوره، چه آمد بر سر آن قد رعنایت پـدر افـتاده از پا پیش جسم ارباً اربایت |